Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : چنان در قيد مهرت پای بندم‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : چنان در قيد مهرت پای بندم‬

 sadi

‫‫

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫چنان در قيد مهرت پای بندم‬
‫که گويی آهوی سر در کمندم‬
‫گهی بر درد بی درمان بگريم‬
‫گهی بر حال بی سامان بخندم‬
‫مرا هوشی نماند از عشق و گوشی‬
‫که پند هوشمندان کار بندم‬
‫مجال صبر تنگ آمد به يک بار‬ ‫
حديث عشق بر صحرا فکندم‬
‫نه مجنونم که دل بردارم از دوست‬ ‫
مده گر عاقلی ای خواجه پندم‬
‫چنين صورت نبندد هيچ نقاش‬
‫معاذالله من اين صورت نبندم‬
‫چه جانها در غمت فرسود و تنها‬
‫نه تنها من اسير و مستمندم‬
‫تو هم بازآمدی ناچار و ناکام‬
‫اگر بازآمدی بخت بلندم‬
‫گر آوازم دهی من خفته در گور‬
‫برآسايد روان دردمندم‬
‫سری دارم فدای خاک پايت‬
‫گر آسايش رسانی ور گزندم‬
‫و گر در رنج سعدی راحت توست‬
‫من اين بيداد بر خود می پسندم‬

‫‫‫‫‫

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*