Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : چو تو آمدی مرا بس که حديث خويش گفتم‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : چو تو آمدی مرا بس که حديث خويش گفتم‬

 sadi

‫‫

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫

‫‫‫‫‫‫‫‫‫

‫چو تو آمدی مرا بس که حديث خويش گفتم‬
‫چو تو ايستاده باشی ادب آن که من بيفتم‬
‫تو اگر چنين لطيف از در بوستان درآيی‬
‫گل سرخ شرم دارد که چرا همی شکفتم‬
‫چو به منتها رسد گل برود قرار بلبل‬
‫همه خلق را خبر شد غم دل که می نهفتم‬
‫به اميد آن که جايی قدمی نهاده باشی‬
‫همه خاک های شيراز به ديدگان برفتم‬
‫دو سه بامداد ديگر که نسيم گل برآيد‬
‫بتر از هزاردستان بکشد فراق جفتم‬
‫نشنيده ای که فرهاد چگونه سنگ سفتی‬
‫نه چو سنگ آستانت که به آب ديده سفتم‬
‫نه عجب شب درازم که دو ديده باز باشد‬
‫به خيالت ای ستمگر عجبست اگر بخفتم‬
‫ز هزار خون سعدی بحلند بندگانت‬
‫تو بگوی تا بريزند و بگو که من نگفتم‬

 

‫‫‫‫‫

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*