Home / Literature / سروده ای از محمد کاظم کاظمی : سیب‌

سروده ای از محمد کاظم کاظمی : سیب‌

Kazemi-2

 

سیب‌

*
سیب سرخی به روی سینی سبز، این‌چنین کرده‌اند میزانت‌
این‌چنین کرده‌اند میزانت‌، پیش روی هزار مهمانت‌
روزگاری به شاخسار بلند، آزمونگاه سنگها بودی‌
سنگهایی که زخمها به تو زد، زخمهایی که کرد ارزانت‌
یادِ روزی که عابران فقیر حسرت خوردن تو را خوردند
و به صد اضطراب و دلدله چید یک نفر از تَبَنْگ‌ِ دکّانت‌
اینک‌، ای سیب‌! شکل خورده‌شدن بستة انتخاب مهمانهاست‌
تا چه‌سان می‌کنند تقسیمت‌، تا چه می‌آورند بر جانت‌
آن یکی پوست‌کنده می‌خواهد، آن یکی چارقاش می‌طلبد
آن یکی تیز می‌کند چنگال‌، آن یکی می‌کَنَد به دندانت‌
می‌خوری سنگ‌، می‌شوی کنده‌، می‌خوری کارد، می‌شوی رنده‌
سیب‌بودن مسیر خوبی نیست‌، می‌کند از خودت پشیمانت‌
سیب سرخی به روی سینی سبز، سرنوشتی سیاه در فرجام‌…
چندی ای سیب‌! سنگ شو که کسی نتواند دهد به مهمانت‌

 

 

محمد کاظم کاظمی

?????????????????????

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*