Home / Literature / سروده ای از خالده فروغ : هميشه پنج عصر

سروده ای از خالده فروغ : هميشه پنج عصر

Khaleda Ferogh-1

هميشه پنج عصر

*

 

سطرهای بنفش نگاهم را خط خط می کنند
عبث
با قلمی که ابريست
واژه هايم را
هجا هجا
می شکنند
تا مصراعی از عشق نخوانم
صدايم را بريده اند
اگرچه خونين
اگر چه زخم آگين
در نوار قلب عشق ضبط می شوم
اما نوميدی نيرومند تر است
گام هايم با پيش رفتن انس نمی گيرند
و تحرک گناه نا بخشودنی روزگار است
هميشه از نشستن و شکستن و سکوت
آيينه مرا اندرز داده اند
ساعت زمان ما
هميشه پنج عصر است
هيچگاهی پنج بامداد نبوده است
هيچگاهی از برکه يادم نخواهد رفت
که تحرک گناه نا بخشودنی روزگار است
هميشه بوی غروب در مشامم اندوه می آورد
مجسمه کوهی در من شکل می گيرد
و هر شب با گريستنی طولانی
فرو می ريزم
شهر فرياد زنگار بسته است
خسته است
کلکينِ خانه ما آژنگين کلام است
با ديوار در ميان می گذارد
بيداريی را که به آن نرسيده است
اين بار باران
در گرداگردِ باد می وزد
و دستانِ درختان را
بی هيچ سنجشی به زمين پرتاب می کند
نای
نای تنهايی بايد نواخت

 

خالده فروغ

Khaleda Ferogh-2

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*