Home / Literature / سروده ای ازشیخ فریدالدین عطار نیشابوری : بموسی گفت حق کای مرد اسرار

سروده ای ازشیخ فریدالدین عطار نیشابوری : بموسی گفت حق کای مرد اسرار

a شیخ عطار

 

بموسی گفت حق کای مرد اسرار
چو تنها می‌نشینی دل نگه دار
وگر با خلق باشی مهربان باش
در آن ساعت نگه دار زبان باش
وگر در ره روی سر پیش می‌دار
نظر بر پیش چشم خویش میدار
وگر ده سفره پیش آرند خلقت
نگه می‌دار آنجا نیز حلقت
چو تو بس بی طعام ناتمامی
میان در بسته از بهر طعامی
چنان کان طفل حیران می درآید
برزقش شیر پستان می‌فزاید
همی کان طفل را تقدیر کردند
برزقش در دو پستان شیر کردند
چو با تو رزق دایم همبر افتاد
چرا این خلق در یکدیگر افتاد
همه سوداست ای سودائی آخر
همی سودا چه می‌پیمائی آخر
اگر تو عاقلی سودا بینداز
تو امروزی غم فردا بینداز

 

شیخ فریدالدین عطار نیشابوری

 

شیخ عطار نیشابوری

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*