Home / Short Stories / داستان کوتاه : بوی ماه مدرسه اثر سکینه محمدی

داستان کوتاه : بوی ماه مدرسه اثر سکینه محمدی

missing teethschool

 

بوی ماه مدرسه

همین که از راه می رسد مقنعه اش را از سرش در می آورد. شانه اش را از روی کمد بر می دارد و موهایش را شانه می کند . می آید کنارم . سایه اش که روی روزنامه می افتد سرم را بلند می کنم

و به صورتش لبخند می زنم . او هم با لبخند جوابم را می دهد .

– سلامت کو؟

می خندد و می گوید : سلام!

به جای خالی دندان هایش نگاه می کنم . قیافه اش با نمک تر از قبل شده .

می گویم : مدرسه چطور بود ؟

می نشیند پشت به من و شانه و کش های مویش را می دهد دستم .

– خوب بود . خانم معلم مون خیلی مهربون بود .

موهایش را شانه می کنم .

– خب . فامیلش چیه ؟

لحظه ای مکث می کند و دستش را می برد طرف دهانش جای خالی دندان ها .

– نمی دونم .

– یعنی فامیلش رو نگفت ؟

موهایش را از وسط به دو دسته تقسیم می کنم و ادامه می دهم : چند تا دوست پیدا کردی ؟

دست هایش را به اندازه ی شانه اش باز می کند و می گوید : این قدر!

– خوش به حالت . چه همه . اسم هاشون چی هست ؟

– نمی دونم .

– پس چه جوری صداشون می کردی ؟

– هر وقت می خواستم صداشون کنم بهشون می گفتم هی .

خنده ام می گیرد . موهایش را می بافم و با کش محکم می کنم و می گویم : از این به بعد با هر کسی که دوست شدی اول اسمش رو بپرس .

شانه اش را از دستم می گیرد و می گوید : باشه عمه !

و بلند می شود .

– عمه خداحافظ .

– رفتی ؟ خدانگهدارت !

 

 

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*