Home / Literature / سروده ای از منصور حلاج : اگرچه شد دل ریشم ز دست هجر تو خون

سروده ای از منصور حلاج : اگرچه شد دل ریشم ز دست هجر تو خون

mansoor-al-hallaj1

 

اگرچه شد دل ریشم ز دست هجر تو خون

نشد خیال وصال تو  از سرم بیرون

وفا و مهر تو از جان و دل همی ورزم

اگرچه می کشم از تو جفای گوناگون

ز عین جهل بود گر ز عشق تو برگردم

ز بار غم الف  قدم ار شود چون نون

نماند طاقتم از هجر  و صبر من کم شد

و لیک عشق تو هر لحظه می شود افزون

برفته از دل من نقش غیرت از غیرت

درون مسکن دل عشق تو نمود مسکن

اگر نه بسته زنجیر طره ات گردم

خرد هر آینه نسبت کند مرا مجنون

ز بسکه گریه کنان از در تو می گذرم

شده ست کوی تو از خون دیده ام گلگون

هزار کس چو حسین آمدند بر در تو

دمی ز خانه برون شو برای اهل درون

 

حسین منصور حلاج

حلاج

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*