Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : من ايستاده ام اينک به خدمتت مشغول‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : من ايستاده ام اينک به خدمتت مشغول‬

 sadi

‫‫

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫

‫‫‫‫‫‫‫من ايستاده ام اينک به خدمتت مشغول‬
‫مرا از آن چه که خدمت قبول يا نه قبول‬
‫نه دست با تو درآويختن نه پای گريز‬
‫نه احتمال فراق و نه اختيار وصول‬
‫کمند عشق نه بس بود زلف مفتولت‬
‫که روی نيز بکردی ز دوستان مفتول‬
‫من آنم ار تو نه آنی که بودی اندر عهد‬
‫به دوستی که نکردم ز دوستيت عدول‬
‫ملامتت نکنم گر چه بی وفا ياری‬
‫هزار جان عزيزت فدای طبع ملول‬
‫مرا گناه خودست ار ملامت تو برم‬
‫که عشق بار گران بود و من ظلوم جهول‬
‫گر آن چه بر سر من می رود ز دست فراق‬
‫علی التمام فروخوانم الحديث يطول‬
‫ز دست گريه کتابت نمی توانم کرد‬
‫که می نويسم و در حال می شود مغسول‬
‫من از کجا و نصيحت کنان بيهده گوی‬ ‫
حکيم را نرسد کدخدايی بهلول‬
‫طريق عشق به گفتن نمی توان آموخت‬
‫مگر کسی که بود در طبيعتش مجبول‬
‫اسير بند غمت را به لطف خويش بخوان‬
‫که گر به قهر برانی کجا شود مغلول‬
‫نه زور بازوی سعدی که دست قوت شير‬
‫سپر بيفکند از تيغ غمزه مسلول‬

‫‫‫‫‫

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*