Home / Short Stories / داستان کوتاه : عروسک اثر سکینه محمدی

داستان کوتاه : عروسک اثر سکینه محمدی

Barbie Doll

 

عروسک
*

دختر به گهواره ای که گوشه ی اتاق بود نگاه کرد و ناخوداگاه لبخندی بر لبش نشست .

– وای چه گهواره ی قشنگی  . دختره یا پسر ؟

زن سینی چای را گذاشت روی میز و گفت : دختر .

– پس چرا نارنجی ؟ صورتی می گرفتی بهتر نبود ؟

– آخه شوهرم از رنگ نارنجی بیشتر خوشش میاد .

دختر کادویی را که خریده بود از داخل کیفش در آورد و به طرف زن گرفت .

– ناقابله از طرف من برای دختر نازت .

– ممنون .

و کادو را از دست دختر گرفت .

– چی هست ؟

دختر استکان چای را از روی سینی برداشت و گفت : خودت ببین .

زن کادو را باز کرد و با دیدن عروسک جیغی کشید و گفت : وای خدای من .

دختر گفت : چی شد ؟

– من عاشق این عروسک بودم . خیلی وقت بود می خواستم بخرمش، نمی شد . خیلی ممنون .

دختر خندید و شکلاتی برداشت و زیر لب گفت : از قدیم گفتند دل به دل راه داره !

 

 

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*