Home / Literature / سروده ای از خالده فروغ : فال، تنهاييست

سروده ای از خالده فروغ : فال، تنهاييست

Khaleda Ferogh-1

فال، تنهاييست

*
در کهنه گاهِ زنده گی، تمثال، تنهاييست

گه می شود شهمامه گه سلسال، تنهاييست

پا می کشد از پشت وترينِ زمان اما

تا می گشايد از حقيقت بال، تنهاييست

تا پله پله بشکند گيسوی رودابه

در بام بام ِ شاهنامه زال، تنهاييست

می خواستم باشد خيابانی پر از عابر

اما دلم پَسکوچه بی حال تنهاييست

اين بار از سيمای موناليزه بگشودم

اشکی و لبخندی و ديدم فال، تنهاييست

گفتم که يابم جلد جلدِ خويش را اما

چشمت رمانِ مغلق صد سال تنهاييست

 

خالده فروغ

Khaleda Ferogh-2

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*