Home / Literature / سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : ما درس سحر در ره ميخانه نهاديم‬

سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : ما درس سحر در ره ميخانه نهاديم‬

Hafez - 7

 

‫ما درس سحر در ره ميخانه نهاديم‬
‫محصول دعا در ره جانانه نهاديم‬

در خرمن صد زاهد عاقل زند آتش‬
‫اين داغ كه ما بر دل ديوانه نهاديم‬

سلطان ازل گنج غم عشق به ما داد‬
‫تا روی در اين منزل ويرانه نهاديم‬

در دل ندهم ره پس از اين مهر بتان را‬
‫مهر لب او بر در اين خانه نهاديم‬

در خرقه از اين بيش منافق نتوان بود‬
‫بنياد از اين شيوه رندانه نهاديم‬

چون می رود اين كشتی سرگشته كه آخر‬
‫جان در سر آن گوهر يك دانه نهاديم‬

المنه الله كه چو ما بی دل و دين بود‬
‫آن را كه لقب عاقل و فرزانه نهاديم‬

قانع به خيالی ز تو بوديم چو حافظ‬
‫يا رب چه گداهمت و بيگانه نهاديم‬

خواجه حافظ شیرازی

Hafez - b3

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*