Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : يکی را دست حسرت بر بناگوش‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : يکی را دست حسرت بر بناگوش‬

 sadi

‫‫

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫

‫‫‫‫يکی را دست حسرت بر بناگوش‬
‫يکی با آن که می خواهد در آغوش‬
‫نداند دوش بر دوش حريفان‬
‫که تنها مانده چون خفت از غمش دوش‬
‫نکوگويان نصيحت می کنندم‬
‫ز من فرياد می آيد که خاموش‬
‫ز بانگ رود و آوای سرودم‬
‫دگر جای نصيحت نيست در گوش‬
‫مرا گويند چشم از وی بپوشان‬
‫ورا گو برقعی بر خويشتن پوش‬
‫نشانی زان پری تا در خيالست‬
‫نيايد هرگز اين ديوانه با هوش‬
‫نمی شايد گرفتن چشمه چشم‬ ‫
که دريای درون می آورد جوش‬
‫بيا تا هر چه هست از دست محبوب‬
‫بياشاميم اگر زهرست اگر نوش‬
‫مرا در خاک راه دوست بگذار‬ ‫
بر او گو دشمن اندر خون من کوش‬
‫نه ياری سست پيمانست سعدی‬
‫که در سختی کند ياری فراموش‬

‫‫‫‫‫

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*