Home / Literature / سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : به مژگان سيه كردی هزاران رخنه در دينم‬

سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : به مژگان سيه كردی هزاران رخنه در دينم‬

Hafez - b3

 

‫به مژگان سيه كردی هزاران رخنه در دينم‬
‫بيا كز چشم بيمارت هزاران درد برچينم‬

الا ای همنشين دل كه يارانت برفت از ياد‬
‫مرا روزی مباد آن دم كه بی ياد تو بنشينم‬

جهان پير است و بی بنياد از اين فرهادكش فرياد‬
‫كه كرد افسون و نيرنگش ملول از جان شيرينم‬

ز تاب آتش دوری شدم غرق عرق چون گل‬
‫بيار ای باد شبگيری نسيمی زان عرق چينم‬

جهان فانی و باقی فدای شاهد و ساقی‬
‫كه سلطانی عالم را طفيل عشق می بينم‬

اگر بر جای من غيری گزيند دوست حاكم اوست‬
‫حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزينم‬

صباح الخير زد بلبل كجايی ساقيا برخيز‬
‫كه غوغا می كند در سر خيال خواب دوشينم‬

شب رحلت هم از بستر روم در قصر حورالعين‬
‫اگر در وقت جان دادن تو باشی شمع بالينم‬

حديث آرزومندی كه در اين نامه ثبت افتاد‬
‫همانا بی غلط باشد كه حافظ داد تلقينم‬

خواجه حافظ شیرازی

Hafez - 7

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*