Home / Literature / شاخه گلی از دیوان خواجه حافظ شیرازی : برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست , مرا فتاد دل از ره تو را چه افتادست

شاخه گلی از دیوان خواجه حافظ شیرازی : برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست , مرا فتاد دل از ره تو را چه افتادست

برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست

مرا فتاد  دل از ره  تو را چه افتادست

میان او که خدا آفریده است از هیچ

دقیقه ایست که هیچ آفریده نگشادست

به کام تا نرساند مرا لبش چون  نای

نصیحت همه عالم به گوش من بادست

گدای کوی تو از هشت خلد مستغنیست

اسیر عشق تو از هر دو عالم آزادست

اگر چه مستی عشقم خراب کرد ولی

اساس هستی من زان خراب آبادست

دلا منال ز بیداد و جور یار که یار

تو را نصیب همین کرد و این از آن دادست

برو فسانه مخوان و فسون مدم حافظ

کز این فسانه و افسوس مرا بسی یادست

hafez-shirazi1

O admonisher! Go about thy own work: what is this tumult?
From the hand, my heart hath fallen: what hath befallen thee?
The connection with Him, which God out of naught hath created
Is a subtlety which no created being hath solved.
So long as His lip causeth me not to reach my desire, like the reed.
In my ear, the counsel of the whole world is like wind.
Independent of the eight abodes of Paradise is the beggar of Thy street:
Free of both worlds is Thy bound captive.
Although love’s intoxication hath received me; yet,
By that intoxication, the foundation of own existence is prosperous.
O heart! bewail not of the injustice of Thy beloved’s violence. For, the Beloved
Hath thus advised thee: and this is justice.
Hafez! Go; utter no tale; breathe no majestic verse,
For I remember many a one of these wondrous conceits and magic verses.

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*