Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : هر که هست التفات بر جانش‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : هر که هست التفات بر جانش‬

 sadi

‫‫

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫

‫‫‫هر که هست التفات بر جانش‬
‫گو مزن لاف مهر جانانش‬
‫درد من بر من از طبيب منست‬
‫از که جويم دوا و درمانش‬
‫آن که سر در کمند وی دارد‬
‫نتوان رفت جز به فرمانش‬
‫چه کند بنده حقير فقير‬
‫که نباشد به امر سلطانش‬
‫ناگزيرست يار عاشق را‬
‫که ملامت کنند يارانش‬
‫وان که در بحر قلزمست غريق‬
‫چه تفاوت کند ز بارانش‬
‫گل به غايت رسيد بگذاريد‬
‫تا بنالد هزاردستانش‬
‫عقل را گر هزار حجت هست‬
‫عشق دعوی کند به بطلانش‬
‫هر که را نوبتی زدند اين تير‬
‫در جراحت بماند پيکانش‬
‫ناله ای می کند چو گريه طفل‬
‫که ندانند درد پنهانش‬
‫سخن عشق زينهار مگوی‬
‫يا چو گفتی بيار برهانش‬
‫نرود هوشمند در آبی‬
‫تا نبيند نخست پايانش‬
‫سعديا گر به يک دمت بی دوست‬
‫هر دو عالم دهند مستانش‬

‫‫‫‫‫

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*