Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : خوشست درد که باشد اميد درمانش‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : خوشست درد که باشد اميد درمانش‬

 sadi

‫‫

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫

‫‫‫خوشست درد که باشد اميد درمانش‬
‫دراز نيست بيابان که هست پايانش‬
‫نه شرط عشق بود با کمان ابروی دوست‬
‫که جان سپر نکنی پيش تيربارانش‬
‫عديم را که تمنای بوستان باشد‬
‫ضرورتست تحمل ز بوستانبانش‬
‫وصال جان جهان يافتن حرامش باد‬ ‫
که التفات بود بر جهان و بر جانش‬
‫ز کعبه روی نشايد به نااميدی تافت‬
‫کمينه آن که بميريم در بيابانش‬
‫اگر چه ناقص و نادانم اين قدر دانم‬
‫که آبگينه من نيست مرد سندانش‬
‫وليک با همه عيب احتمال يار عزيز‬
‫کنند چون نکنند احتمال هجرانش‬
‫گر آيد از تو به رويم هزار تير جفا‬
‫جفاست گر مژه بر هم زنم ز پيکانش‬
‫حريف را که غم جان خويشتن باشد‬
‫هنوز لاف دروغست عشق جانانش‬
‫حکيم را که دل از دست رفت و پای از جای‬
‫سر صلاح توقع مدار و سامانش‬
‫گلی چو روی تو گر ممکنست در آفاق‬
‫نه ممکنست چو سعدی هزاردستانش‬

‫‫‫‫‫

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*