Home / Literature / چنین گفت فردوسی پاکزاد : ز ايوان بزاری برآمد خروش‬

چنین گفت فردوسی پاکزاد : ز ايوان بزاری برآمد خروش‬

فردوسی-و-شاهنامهکیخسرو-2

 

چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد :

امان دادن کیخسرو به پوشیده رویان دژ

*‫

‫‬‫‫‫ز ايوان بزاری برآمد خروش‬
‫که ای دادگر شاه بسيار هوش‬
‫تو دانی که ما سخت بيچاره ايم‬
‫نه بر جای خواری و پيغاره ايم‬
‫بر شاه شد مهتر بانوان‬
‫ابا دختران اندر آمد نوان‬
‫پرستنده صد پيش هر دختری‬
‫ز ياقوت بر هر سری افسری‬
‫چو خورشيد تابان ازيشان گهر‬
‫بپيش اندر افگنده از شرم سر‬
‫بيک دست مجمر بيک دست جام‬
‫برافروخته عنبر و عود خام‬
‫تو گفتی که کيوان ز چرخ برين‬
‫ستاره فشاند همی بر زمين‬
‫مه بانوان شد بنزديک تخت‬
‫ابر شهريار آفرين کرد سخت‬
‫همان پروريده بتان طراز‬
‫برين گونه بردند پيشش نماز‬
‫همه يکسره زار بگريستند‬
‫بدان شوربختی همی زيستند‬
‫کسی کو نديدست جز کام و ناز‬
‫برو بر ببخشای روز نياز‬
‫همی خواندند آفرينی بدرد‬
‫که ای نيک دل خسرو رادمرد‬
‫چه نيکو بدی گر ز توران زمين‬
‫نبودی بدلت اندرون ايچ کين‬
‫تو ايدر بجشن و خرام آمدی‬
‫ز شاهان درود و پيام آمدی‬
‫برين بوم بر نيست خود کدخدای‬
‫بتخت نيا بر نهادی تو پای‬
‫سياوش نگشتی بخيره تباه‬
‫وليکن چنين گشت خورشيد و ماه‬
‫چنان کرد بدگوهر افراسياب‬
‫که پيش تو پوزش نبيند بخواب‬
‫بسی دادمش پند و سودی نداشت‬
‫بخيره همی سر ز پندم بگاشت‬
‫گوای منست آفريننده ام‬
‫که باريد خون از دو بيننده ام‬
‫چو گرسيوز و جهن پيوند تو‬
‫که سايد بزاری کنون بند تو‬
‫ز بهر سياوش که در خان من‬
‫چه تيمار بد بر دل و جان من‬
‫که افراسياب آن بدانديش مرد‬
‫بسی پند بشنيد و سودش نکرد‬
‫بدان تا چنين روزش آيد بسر‬
‫شود پادشاهيش زير و زبر‬
‫بتاراج داده کلاه و کمر‬
‫شده روز او تار و برگشته سر‬
‫چنين زندگانی همی مرگ اوست‬
‫شگفت آنک بر تن ندردش پوست‬
‫کنون از پی بيگناهان بما‬
‫نگه کن بر آيين شاهان بما‬
‫همه پاک پيوسته ی خسرويم‬
‫جز از نام او در جهان نشنويم‬
‫ببد کردن جادو افراسياب‬
‫نگيرد برين بيگناهان شتاب‬
‫بخواری و زخم و بخون ريختن‬
‫چه بر بی گنه خيره آويختن‬
‫که از شهرياران سزاوار نيست‬
‫بريدن سری کان گنهکار نيست‬
‫ترا شهريارا جز اينست جای‬
‫نماند کسی در سپنجی سرای‬
‫هم آن کن که پرسد ز تو کردگار‬
‫نپيچی ازان شرم روز شمار‬
‫چو بشنيد خسرو ببخشود سخت‬
‫بران خوبرويان برگشت بخت‬
‫که پوشيده رويان از آن درد و داغ‬
‫شده لعل رخسارشان چون چراغ‬
‫بپيچيد دل بخردان را ز درد‬
‫ز فرزند و زن هر کسی ياد کرد‬
‫همی خواندند آفرينی بزرگ‬
‫سران سپه مهتران سترگ‬
‫کز ايشان شه نامبردار کين‬
‫نخواهد ز بهر جهان آفرين‬
‫چنين گفت کيخسرو هوشمند‬
‫که هر چيز کان نيست ما را پسند‬
‫نياريم کس را همان بد بروی‬
‫وگر چند باشد جگر کينه جوی‬
‫چو از کار آن نامدار بلند‬
‫برانديشم اينم نيايد پسند‬
‫که بد کرد با پرهنر مادرم‬
‫کسی را همان بد بسر ناورم‬
‫بفرمودشان بازگشتن بجای‬
‫چنان پاکزاده جهان کدخدای‬
‫بديشان چنين گفت کايمن شويد‬
‫ز گوينده گفتار بد مشنويد‬
‫کزين پس شما را ز من بيم نيست‬
‫مرا بی وفايی و دژخيم نيست‬
‫تن خويش را بد نخواهد کسی‬
‫چو خواهد زمانش نباشد بسی‬
‫بباشيد ايمن بايوان خويش‬
‫بيزدان سپرده تن و جان خويش‬
‫بايرانيان گفت پيروزبخت‬
‫بماناد تا جاودان تاج و تخت‬
‫همه شهر توران گرفته بدست‬
‫بايران شما را سرای و نشست‬
‫ز دلها همه کينه بيرون کنيد‬
‫بمهر اندرين کشور افسون کنيد‬
‫که از ما چنين دردشان دردلست‬
‫ز خون ريختن گرد کشور گلست‬
‫همه گنج توران شما را دهم‬
‫بران گنج دادن سپاهی نهم‬
‫بکوشيد و خوبی بکار آوريد‬
‫چو ديدند سرما بهار آوريد‬
‫من ايرانيان را يکايک نه دير‬
‫کنم يکسر از گنج دينار سير‬
‫ز خون ريختن دل ببايد کشيد‬
‫سر بيگناهان نبايد بريد‬
‫نه مردی بود خيره آشوفتن‬
‫بزير اندر آورده را کوفتن‬
‫ز پوشيده رويان بپيچيد روی‬
‫هرآن کس که پوشيده دارد بکوی‬
‫ز چيز کسان سر بتابيد نيز‬
‫که دشمن شود دوست از بهر چيز‬
‫نيايد جهان آفرين را پسند‬
‫که جوينده بر بيگناهان گزند‬
‫هرآنکس که جويد همی رای من‬
‫نبايد که ويران کند جای من‬
‫و ديگر که خوانند بيداد و شوم‬
‫که ويران کند مهتر آباد بوم‬
‫ازان پس بلشکر بفرمود شاه‬
‫گشادن در گنج توران سپاه‬
‫جز از گنج ويژه رد افراسياب‬
‫که کس را نبود اندران دست ياب‬
‫ببخشيد ديگر همه بر سپاه‬
‫چه گنج سليح و چه تخت و کلاه‬

حکیم ابوالقاسم فردوسی

hakim-ferdosi-654

 

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*