Home / Literature / سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : روزگاری شد كه در ميخانه خدمت می كنم‬

سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : روزگاری شد كه در ميخانه خدمت می كنم‬

hafez-shirazi1

 

‫روزگاری شد كه در ميخانه خدمت می كنم‬
‫در لباس فقر كار اهل دولت می كنم‬

تا كی اندر دام وصل آرم تذروی خوش خرام‬
‫در كمينم و انتظار وقت فرصت می كنم‬

واعظ ما بوی حق نشنيد بشنو كاين سخن‬
‫در حضورش نيز می گويم نه غيبت می كنم‬

با صبا افتان و خيزان می روم تا كوی دوست‬
‫و از رفيقان ره استمداد همت می كنم‬

خاك كويت زحمت ما برنتابد بيش از اين‬
‫لطف ها كردی بتا تخفيف زحمت می كنم‬

زلف دلبر دام راه و غمزه اش تير بلاست‬
‫ياد دار ای دل كه چندينت نصيحت می كنم‬

ديده بدبين بپوشان ای كريم عيب پوش‬
‫زين دليريها كه من در كنج خلوت می كنم‬

حافظم در مجلسی دردی كشم در محفلی‬
‫بنگر اين شوخی كه چون با خلق صنعت می كنم‬

خواجه حافظ شیرازی

Hafez - 6

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*