Home / Literature / سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : دوش سودای رخش گفتم ز سر بيرون كنم‬

سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : دوش سودای رخش گفتم ز سر بيرون كنم‬

hafez (1)

 

‫دوش سودای رخش گفتم ز سر بيرون كنم‬
‫گفت كو زنجير تا تدبير اين مجنون كنم‬

قامتش را سرو گفتم سر كشيد از من به خشم‬
‫دوستان از راست می رنجد نگارم چون كنم‬

نكته ناسنجيده گفتم دلبرا معذور دار‬
‫عشوه ای فرمای تا من طبع را موزون كنم‬

زردرويی می كشم زان طبع نازك بی گناه‬
‫ساقيا جامی بده تا چهره را گلگون كنم‬

ای نسيم منزل ليلی خدا را تا به كی‬
‫ربع را برهم زنم اطلال را جيحون كنم‬

من كه ره بردم به گنج حسن بی پايان دوست‬
‫صد گدای همچو خود را بعد از اين قارون كنم‬

ای مه صاحب قران از بنده حافظ ياد كن‬
‫تا دعای دولت آن حسن روزافزون كنم‬

خواجه حافظ شیرازی

Hafeziyeh

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*