Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : دست به جان نمی رسد تا به تو برفشانمش‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : دست به جان نمی رسد تا به تو برفشانمش‬

 sadi

‫‫

‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫

‫‫دست به جان نمی رسد تا به تو برفشانمش‬
‫بر که توان نهاد دل تا ز تو واستانمش‬
‫قوت شرح عشق تو نيست زبان خامه را‬
‫گرد در اميد تو چند به سر دوانمش‬
‫ايمنی از خروش من گر به جهان دراوفتد‬
‫فارغی از فغان من گر به فلک رسانمش‬
‫آه دريغ و آب چشم ار چه موافق منند‬
‫آتش عشق آن چنان نيست که وانشانمش‬
‫هر که بپرسد ای فلان حال دلت چگونه شد‬
‫خون شد و دم به دم همی از مژه می چکانمش‬
‫عمر منست زلف تو بو که دراز بينمش‬
‫جان منست لعل تو بو که به لب رسانمش‬
‫لذت وقت های خوش قدر نداشت پيش من‬
‫گر پس از اين دمی چنان يابم قدر دانمش‬
‫نيست زمام کام دل در کف اختيار من‬
‫گر نه اجل فرارسد زين همه وارهانمش‬
‫عشق تو گفته بود هان سعدی و آرزوی من‬
‫بس نکند ز عاشقی تا ز جهان جهانمش‬
‫پنجه قصد دشمنان می نرسد به خون من‬ ‫
وين که به لطف می کشد منع نمی توانش‬

‫‫‫‫‫

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*