Home / Literature / سروده ای از استاد شهریار : سيزلايير احواليما صبحه قدر تاريم منيم , تکجه تاريم دير قارا گونلرده غم‌خواريم منيم

سروده ای از استاد شهریار : سيزلايير احواليما صبحه قدر تاريم منيم , تکجه تاريم دير قارا گونلرده غم‌خواريم منيم

106215_530

سيزلايير احواليما صبحه قدر تاريم منيم

تکجه تاريم دير قارا گونلرده غم‌خواريم منيم

چوخ وفالی دوستلاريم واردير، يامان گون گلجه‌يين

تاردان اوزگه قالمايير يار وفاداريم منيم

يئر توتوب غمخانه ده، قيلديم فراموش عالمی

من تارين غمخواری اولدوم، تار غم‌خواريم منيم

گوزلريمه هر تبسم سانجيلير نئشتر کيمی

کيپريگی خنجردی، آه، اول بی وفا ياريم منيم

آسمان آلدی کناريمدان آی اوزلو ياريمی

ياش توکر اولدوز کيمی بو چشم خون‌باريم منيم

ای بو غملی کونلومون تاب و توانی، سويله بير

عهد و پيمانين نه اولدو، نولدو ايلغاريم منيم

شهريارم گر چی من سوز مولکونون سلطانی يم

گوز ياشيمدان باشقا يوخدور در شهواريم منيم

مترجم :  زنده یاد “الف.مبارز”

*************************************

نالد به حال زار من امشب سه تار من

این مایه تسلی شب های تار من

ای دل ز دوستان وفادار روزگار

جز ساز من نبود کسی سازگار من

در گوشه غمی که فراموش عالمی است

من غمگسار سازم و او غمگسار من

اشک است جویبار من و ناله سه تار

شب تا سحر ترانه این جویبار من

چون نشترم به دیده خلد نوشخند ماه

یادش به خیر خنجر مژگان یار من

رفت و به اختران سرشکم سپرد جای

ماهی که آسمان بربود از کنار من

آخر قرار زلف تو با ما چنین نبود

ای مایه قرار دل بیقرار من

در حسرت تو میرم و دانم تو بی وفا

روزی وفا کنی که نیاید به کار من

از چشم خود سیاه دلی وام میکنی

خواهی مگر گرو بری از روزگار من

اختر بخفت و شمع فرومرد و همچنان

بیدار بود دیده شب زنده دار من

من شاهباز عرشم و مسکین تذرو خاک

بختش بلند نیست که باشد شکار من

یک عمر در شرار محبت گداختم

تا صیرفی عشق چه سنجد عیار من

جز خون دل نخواست نگارندهٔ سپهر

بر صفحهٔ جهان رقم یادگار من

زنگار زهر خوردم و شنگرف خون دل

تا جلوه کرد این همه نقش و نگار من

در بوستان طبع حزینم چو بگذری

پرهیز نیش خار من ای گلعذار من

من شهریار ملک سخن بودم و نبود

جز گوهر سرشک در این شهریار من

 

استاد شهریار

shahriar120

About Mohammad Daeizadeh

2 comments

  1. سلام. دوست عزیز این شعر مال شهریار نیست. ترجمه ای هست از زنده یاد «الف.مبارز» از شعر فارسی شهریار با مطلع:
    نالد به حال زار من امشب سه تار من
    این مایه ی تسلی شب های تار من
    و الخ…
    لطفا تصحیح فرمایید.

    • با سلام
      اسم مترجم با تشکر از شما دوست بزرگوارا به متن افزوده شد .
      شعر فارسی شهریار در متن قرار داده شد و ترجمه زنده یاد “الف.مبارز” نیز همراه با اسم ایشان در ادامه شعر میباشد
      ترجمه هر شعری به زبانهای دیگر حق شاعر را ازبین نبرده و مترجم شعر تبدیل به صاحب شعر نمی شود ، همانگونه که اشعار حافظ و سعدی و … که به زبانهای بسیاری ترجمه شده اند و ترجمه آنها به نام اشعار صاحب اثر شناخته میشوند نه مترجمین اشعار .

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*