Home / Literature / چنین گفت فردوسی پاکزاد : فرستاده آمد بنزديک شاه‬

چنین گفت فردوسی پاکزاد : فرستاده آمد بنزديک شاه‬

فردوسی-و-شاهنامهکیخسرو-2

 

چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد :

داستان دوازده رخ

طلب بخشش سربازان تورانی از کیخسرو

*‫

‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫فرستاده آمد بنزديک شاه‬
‫خردمند مردی ز توران سپاه‬
‫که ما شاه را بنده و چاکريم‬
‫زمين جز بفرمان او نسپريم‬
‫کس از خواست يزدان نيابد رها‬
‫اگر چه شود در دم اژدها‬
‫جهاندار داند که ما خود کييم‬
‫ميان تنگ بسته ز بهر چييم‬
‫نبدمان بکار سياوش گناه‬
‫ببرد اهرمن شاه را دل ز راه‬
‫که توران ز ايران همه پر غمست‬‬‬
‫زن و کودک خرد در ماتمست‬
‫نه بر آرزو کينه خواه آمديم‬
‫ز بهر بر و بوم و گاه آمديم‬
‫ازين جنگ ما را بد آمد بسر‬
‫پسر بی پدر شد پدر بی پسر‬
‫بجان گر دهد شاهمان زينهار‬
‫ببنديم پيشش ميان بنده وار‬
‫بدين لشکر اندر بس مهترست‬
‫کجا بندگی شاه را در خورست‬
‫گنهکار اوييم و او پادشاست‬
‫ازو هرچ آيد بما بر رواست‬
‫سران سربسر نزد شاه آوريم‬
‫بسی پوزش اندر گناه آوريم‬
‫گر از ما بدلش اندرون کين بود‬
‫بريدن سر دشمن آيين بود‬
‫ور ايدونک بخشايش آرد رواست‬
‫همان کرد بايد که او را هواست‬
‫چو بشنيد گفتار ايشان بدرد‬
‫ببخشودشان شاه آزاد مرد‬
‫بفرمود تا پيش او آمدند‬
‫بران آرزو چاره جو آمدند‬
‫همه بر نهادند سر بر زمين‬
‫پر از خون دل و ديده پر آب کين‬
‫سپهبد سوی آسمان کرد سر‬
‫که ای دادگر داور چاره گر‬
‫همان لشکرست اين که سر پر ز کين‬
‫همی خاک جستند ز ايران زمين‬
‫چنين کردشان ايزد دادگر‬
‫نه رای و نه دانش نه پای و نه پر‬
‫بدو دست يازم که او يار بس‬
‫ز گيتی نخواهيم فريادرس‬
‫بدين داستان زد يکی نيک رای‬
‫که از کين بزين اندر آورد پای‬
‫که اين باره رخشنده تخت منست‬
‫کنون کار بيدار بخت منست‬
‫بدين کينه گر تخت و تاج آوريم‬
‫و گر رسم تابوت ساج آوريم‬
‫و گرنه بچنگ پلنگ اندرم‬
‫خور کرگسانست مغز سرم‬
‫کنون بر شما گشت کردار بد‬
‫شناسد هر آنکس که دارد خرد‬
‫نيم من بخون شما شسته چنگ‬
‫که گيرم چنين کار دشوار تنگ‬
‫همه يکسره در پناه منيد‬‬‬
‫و گر چند بدخواه گاه منيد‬
‫هر آنکس که خواهد نباشد رواست‬
‫بدين گفته افزايش آمد نه کاست‬
‫هر آنکس که خواهد سوی شاه خويش‬
‫گذارد نگيرم برو راه پيش‬
‫ز کمی و بيشی و از رنج و آز‬
‫بنيروی يزدان شدم بی نياز‬
‫چو ترکان شنيدند گفتار شاه‬
‫ز سر بر گرفتند يکسر کلاه‬
‫بپيروزی شاه خستو شدند‬
‫پلنگان جنگی چو آهو شدند‬
‫بفرمود شاه جهان تا سليح‬
‫بيارند تيغ و سنان و رميح‬
‫ز بر گستوان و ز رومی کلاه‬
‫يکی توده کردند نزديک شاه‬
‫بگرد اندرش سرخ و زرد و بنفش‬
‫زدند آن سرافراز ترکان درفش‬
‫بخوردند سوگندهای گران‬
‫که تا زنده ايم از کران تا کران‬
‫همه شاه را چاکر و بنده ايم‬
‫همه دل بمهر وی آگنده ايم‬
‫چو اين کرده بودند بيدار شاه‬
‫ببخشيد يکسر همه بر سپاه‬
‫ز همشان پس آنگه پراگنده کرد‬
‫همه بومش از مردم آگنده کرد‬

حکیم ابوالقاسم فردوسی

hakim-ferdosi-654

 

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*