Home / Literature / سروده ای از خالده فروغ : از گذشته می آمد

سروده ای از خالده فروغ : از گذشته می آمد

Khaleda Ferogh-1

از گذشته می آمد

*

از گذشته می آمد آمدن بهايش بود
رودکی حضورش بود رابعه صفايش بود
بوی زنده گی مي داد چشم های سر سبزش
آب زنده گی جاری از غزلسرايش بود
از گذشته می آمد راه بود اندر راه
راه می گشود از راه، راه رهنمايش بود
از گذشته می آمد گوييا نکيسا بود
از زمانه پرويز خسروانه هايش بود
گاه باربد می شد می نواخت رود از غم
رود در سرودش بود ماه در صدايش بود
بو علی نفس هايش گام هاش فردوسی
کفر بود ايمان بود آن که آشنايش بود
گام هاش فردوسی با حماسه می آميخت
بو علی نفس هايش دانش انتهايش بود
انتهاش دانش بود ابتداش دانش بود
از گذشته می آمد حال هم هوايش بود
از گذشته می آمد از گذشته می پرورد
از گذشته می آورد روزگار رايش بود
داريوشِ اول بود کاخِ خاصِ آيينه
چشمِ « آدِسا»يش بود چشم«آدِسا»يش بود
تختگاه جمشيد از قامتش بلندا داشت
نردبان آن پنهان بود از ردايش بود
از گذشته می آمد درد بود يا آتش
حافظ اشک هايش بود کاين همه رهايش بود
شعر بود يا تاريخ درد بود يا فرهنگ
بيهقی رگانش بود مثنوی ثنايش بود
هم مدرن می پيمود کوچه های هستی را
هم گذشته گی می کرد نای همنوايش بود
دست عشق می افراخت پخته می شد و می ساخت
در نماز آزادی مولوی دعايش بود
گم ترين تخيل بود بيکران ترين پل بود
عاشقانه می جوشيد شمس های هايش بود
از گذشته می آمد حال داشت يا بی حال؟
از کجا،کجايی بود؟ آن که نا کجايش بود
از گذشته می آمد کاو نيای دنيا بود
ناگهان خودش را ديد کاين خودش نيايَش بود

خالده فروغ

Khaleda Ferogh-2

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*