Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : شرطست جفا کشيدن از يار‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : شرطست جفا کشيدن از يار‬

 sadi

‫‫

‫‫‫‫‫‫‫شرطست جفا کشيدن از يار‬
‫خمرست و خمار و گلبن و خار‬
‫من معتقدم که هر چه گويی‬
‫شيرين بود از لب شکربار‬
‫پيش دگری نمیتوان رفت‬
‫از تو به تو آمدم به زنهار‬
‫عيبت نکنم اگر بخندی‬
‫بر من چو بگريم از غمت زار‬
‫شک نيست که بوستان بخندد‬
‫هر گه که بگريد ابر آزار‬
‫تو میروی و خبر نداری‬
‫و اندر عقبت قلوب و ابصار‬
‫گر پيش تو نوبتی بميرم‬
‫هيچم نبود گزند و تيمار‬
‫جز حسرت آن که زنده گردم‬
‫تا پيش بميرمت دگربار‬
‫گفتم که به گوشهای چو سنگی‬
‫بنشينم و روی دل به ديوار‬
‫دانم که ميسرم نگردد‬
‫تو سنگ درآوری به گفتار‬
‫سعدی نرود به سختی از پيش‬
‫با قيد کجا رود گرفتار‬

‫‫‫‫‫

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*