Home / Literature / سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : خيال نقش تو در كارگاه ديده كشيدم‬

سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : خيال نقش تو در كارگاه ديده كشيدم‬

hafez-2

 

‫خيال نقش تو در كارگاه ديده كشيدم‬
‫به صورت تو نگاری نديدم و نشنيدم‬

اگر چه در طلبت همعنان باد شمالم‬
‫به گرد سرو خرامان قامتت نرسيدم‬

اميد در شب زلفت به روز عمر نبستم‬
‫طمع به دور دهانت ز كام دل ببريدم‬

به شوق چشمه نوشت چه قطره ها كه فشاندم‬
‫ز لعل باده فروشت چه عشوه ها كه خريدم‬

ز غمزه بر دل ريشم چه تير ها كه گشادی‬
‫ز غصه بر سر كويت چه بارها كه كشيدم‬

ز كوی يار بيار ای نسيم صبح غباری‬
‫كه بوی خون دل ريش از آن تراب شنيدم‬

گناه چشم سياه تو بود و گردن دلخواه‬
‫كه من چو آهوی وحشی ز آدمی برميدم‬

چو غنچه بر سرم از كوی او گذشت نسيمی
‫كه پرده بر دل خونين به بوی او بدريدم‬

به خاك پای تو سوگند و نور ديده حافظ‬
‫كه بی رخ تو فروغ از چراغ ديده نديدم‬

خواجه حافظ شیرازی

Hafeziyeh

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*