Home / Short Stories / داستانک : کتاب فروشی اثر سکینه محمدی

داستانک : کتاب فروشی اثر سکینه محمدی

Smell of Old Books

 

کتاب فروشی

کتاب را برمی دارد . مدت ها بود که دنبالش می گشت . دوست داشت آن را بخواند . صفحه ی اول کتاب را باز می کند و شروع به خواندن می کند . جمله هايش او را شيفته می کنند . احساس خوبی

دارد . يک حس خوشايند .

– می توانم کمکتان کنم ؟

سرش را از روی کتاب بلند می کند و به فروشنده نگاه می کند .

– دنبال يک کتاب می گردم .

– اسمش چيه ؟ شايد بتوانم کمکتان کنم .

به کتابی که دستش است نگاه می کند و می گويد : خودم می بينم . ممنون .

کتاب رامی بندد و به قيمت روی جلد آن نگاه می کند . گران تر از آن چيزی است که فکرش را می کرد . کيف پولش را نگاه می کند . داخل آن فقط بليط اتوبوسی است که بايد با آن به خانه برمی

گشت . کتاب را سر جايش می گذارد و به فروشنده که همچنان نگاهش می کند ، لبخند می زند .

سرش را پايين می اندازد و به آرامی از کتاب فروشی بيرون می آيد .

 

سکینه محمدی

 

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*