Home / Literature / سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : به غير از آن كه بشد دين و دانش از دستم‬

سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : به غير از آن كه بشد دين و دانش از دستم‬

Hafiz

 

‫به غير از آن كه بشد دين و دانش از دستم‬
‫‫بيا بگو كه ز عشقت چه طرف بربستم‬

اگر چه خرمن عمرم غم تو داد به باد‬
‫به خاك پای عزيزت كه عهد نشكستم‬

چو ذره گر چه حقيرم ببين به دولت عشق‬
‫كه در هوای رخت چون به مهر پيوستم‬

بيار باده كه عمريست تا من از سر امن‬
‫به كنج عافيت از بهر عيش ننشستم‬

اگر ز مردم هشياری ای نصيحتگو‬
‫سخن به خاك ميفكن چرا كه من مستم‬

چگونه سر ز خجالت برآورم بر دوست‬
‫كه خدمتی به سزا برنيامد از دستم‬

بسوخت حافظ و آن يار دلنواز نگفت‬
‫كه مرهمی بفرستم كه خاطرش خستم‬

خواجه حافظ شیرازی

hafezieh-14

About Mohammad Daeizadeh

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*