Home / Literature / سروده ای از خالده فروغ : سر گشته گی

سروده ای از خالده فروغ : سر گشته گی

Khaleda Ferogh-1

سر گشته گی

*
تو گفته بودی بادم حضورِ سرگشته
که می وزم همه اش از شعور سرگشته
تو گفته بودی شب های تنگِ پاييزی
که کوچه کوچه پر است از عبور سرگشته
کتابِ ماه که بر ميزِ آسمان باز است
مرور می کنمش گر مرور سرگشته
تو گفته بودی بادم ز جستجو سرشار
ستيزه دارم با اين غرور سرگشته
مگر شناخته ايد اين شما مرا بر عکس
صدای بی سرو سامان سرور سرگشته
هميشه زخم بر اندام سرد خود دارم
من و تصادم من با قُبور سرگشته
تو گفته بودی بادم بگو هم اکنون هم
که با تو می خوانم شعر و شور سرگشته
که من از اين همه فهرستِ نظم بيزارم
ورق ورق، بايد شد، سطور سرگشته
بيا ببر برباد، اين صدا و سامان را
تو گفته بودی بادم حضور سرگشته

خالده فروغ

Khaleda Ferogh-2

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*