Home / Literature / سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : گفت امير او را که اينها راست است‬

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : گفت امير او را که اينها راست است‬

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

 

‫‫
‫‫‫‫

‫‫‫باز تقرير کردن معاويه با ابليس مكر او را‬

*

‫‫
‫گفت امير او را که اينها راست است‬
‫ليك بخش تو ازينها کاست است‬
‫صد هزاران را چو من تو ره زدى‬
‫حفره کردى در خزينه آمدى‬
‫آتشى از تو نسوزم چاره نيست‬
‫کيست کز دست تو جامه ش پاره نيست‬
‫طبعت اى آتش چو سوزانيدنى است‬
‫تا نسوزانى تو چيزى چاره نيست‬
‫لعنت اين باشد که سوزانت کند‬
‫اوستاد جمله دزدانت کند‬
‫با خدا گفتى شنيدى رو برو‬
‫من چه باشم پيش مكرت اى عدو‬
‫معرفتهاى تو چون بانگ صفير‬
‫بانگ مرغانى است ليكن مرغ گير‬
‫صد هزاران مرغ را آن ره زده ست‬ ‫
مرغ غره کاشنايى آمده ست‬
‫در هوا چون بشنود بانگ صفير‬
‫از هوا آيد شود اينجا اسير‬
‫قوم نوح از مكر تو در نوحه اند‬
‫دل کباب و سينه شرحه شرحه اند‬
‫عاد را تو باد دادى در جهان‬
‫در فگندى در عذاب و اندهان‬
‫از تو بود آن سنگسار قوم لوط‬
‫در سياه آبه ز تو خوردند غوط‬
‫مغز نمرود از تو آمد ريخته‬
‫اى هزاران فتنه ها انگيخته‬
‫عقل فرعون ذکى فيلسوف‬
‫کور گشت از تو نيابيد او وقوف‬
‫بو لهب هم از تو نااهلى شده‬
‫بو الحكم هم از تو بو جهلى شده‬
‫اى بر اين شطرنج بهر ياد را‬
‫مات کرده صد هزار استاد را‬
‫اى ز فرزين بندهاى مشكلت‬
‫سوخته دلها سيه گشته دلت‬
‫بحر مكرى تو خلايق قطره اى‬
‫تو چو کوهى وين سليمان ذره اى‬
‫کى رهد از مكر تو اى مختصم‬
‫غرق طوفانيم الا من عصم‬
‫بس ستاره ى سعد از تو محترق‬
‫بس سپاه و جمع از تو مفترق‬

مولانا جلال الدین محمد بلخی –  مولوی

 

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*