Home / Short Stories / داستان کوتاه : جشن تولد اثر سکینه محمدی

داستان کوتاه : جشن تولد اثر سکینه محمدی

Happy Bi

 

جشن تولد

” تولد ، تولدت مبارک ، پاشو شمع ها رو فوت کن ، پاشو ديگه !”

بلند می شود و به خودش در آينه نگاه می کند که رژ صورتی زده با سايه ی صورتی که با شالش ست شود . هر چند که خودش معتقد است صورتی به پوست صورتش نمی آيد اما چون شال صورتی

اش را خيلی دوست داشت پوشيده بود و برای ست شدن آرايش صورتی کرده بود .

به کيکی که روی ميز است نگاه می کند و می بيند که ژله ی روی کيک هم صورتی است و خنده اش می گيرد .

” انگار همه چيز می خواهد امروز ست شود ”

هميشه دلش می خواست برايش جشن تولد بگيرند اما هيچ وقت نگرفته بودند . در اين چند سالی که به اين شهر جديد اسباب کشی کرده بود ، روز تولدش دوستانش برايش پيامکی می فرستادند و

تولدش را تبريک می گفتند . شوهرش هم برايش جشن تولد نگرفته بود و او هميشه به خودش تلقين می کرد که از مشغله ی زياد است که روز تولدش را فراموش می کند و خودش را دلداری می داد .

امسال تصميم گرفته بود که برای خودش جشن تولد بگيرد تا آرزوی سال هايش را برآورده کند .

کادويش را از توی کمد در می آورد و روی ميز می گذارد .

” اين هم که صورتی است! چه جشن تولد ستی ”

و بلند می خندد .

 سکینه محمدی

 

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*