Home / Literature / سروده ای از پروین اعتصامی : باريد ابر بر گل پژمرده ای و گفت‬

سروده ای از پروین اعتصامی : باريد ابر بر گل پژمرده ای و گفت‬

پروین اعتصامی 2

 


‫‫‫‫

‫‫‫احسان بی ثمر‬

*
‫‫
‫باريد ابر بر گل پژمرده ای و گفت‬
‫کاز قطره بهر گوش تو آويزه ساختم‬
‫از بهر شستن رخ پاکيزه ات ز گرد‬
‫بگرفتم آب پاک ز دريا و تاختم‬
‫خنديد گل که دير شد اين بخشش و عطا‬
‫رخساره ای نماند، ز گرما گداختم‬
‫ناسازگاری از فلک آمد، وگرنه من‬
‫با خاک خوی کردم و با خار ساختم‬
‫ننواخت هيچگاه مرا، گرچه بيدريغ‬
‫هر زير و بم که گفت قضا، من نواختم‬
‫تا خيمه ی وجود من افراشت بخت گفت‬
‫کاز بهر واژگون شدنش برفراختم‬
‫ديگر ز نرد هستيم اميد برد نيست‬
‫کاز طاق و جفت، آنچه مرا بود باختم‬
‫منظور و مقصدی نشناسد بجز جفا‬ ‫
من با يکی نظاره، جهان را شناختم‬

 

‫‫‫

پروین اعتصامی

پروین اعتصامی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*