Home / Literature / سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : گفت پيغمبر مر آن بيمار را

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : گفت پيغمبر مر آن بيمار را

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

 

‫‫
‫‫‫‫

 

وصيت کردن پيغامبر صلى الله عليه و آله مر آن بيمار را و دعا آموزانيدنش‬

*

‫گفت پيغمبر مر آن بيمار را
اين بگو کاى سهل کن دشوار را‬
‫آتنا فى دار دنيانا حسن‬
‫آتنا فى دار عقبانا حسن‬
‫راه را بر ما چو بستان کن لطيف‬
‫منزل ما خود تو باشى اى شريف‬
‫مومنان در حشر گويند اى ملك‬
‫نى که دوزخ بود راه مشترك‬
‫مومن و کافر بر او يابد گذار‬
‫ما نديديم اندر اين ره دود و نار‬
‫نك بهشت و بارگاه ايمنى‬
‫پس کجا بود آن گذرگاه دنى‬
‫پس ملك گويد که آن روضه ى خضر‬
‫که فلان جا ديده ايد اندر گذر‬
‫دوزخ آن بود و سياستگاه سخت‬
‫بر شما شد باغ و بستان و درخت‬
‫چون شما اين نفس دوزخ خوى را‬
‫آتشى گبر فتنه جوى را‬
‫جهدها کرديد و او شد پر صفا‬
‫نار را کشتيد از بهر خدا‬
‫آتش شهوت که شعله مى زدى‬
‫سبزه ى تقوى شد و نور هدى‬
‫آتش خشم از شما هم حلم شد‬
‫ظلمت جهل از شما هم علم شد‬
‫آتش حرص از شما ايثار شد‬
‫و آن حسد چون خار بد گلزار شد‬
‫چون شما اين جمله آتشهاى خويش‬
‫بهر حق کشتيد جمله پيش پيش‬
‫نفس نارى را چو باغى ساختيد‬
‫اندر او تخم وفا انداختيد‬
‫بلبلان ذکر و تسبيح اندر او‬
‫خوش سرايان در چمن بر طرف جو‬
‫داعى حق را اجابت کرده ايد‬
‫در جحيم نفس آب آورده ايد‬
‫دوزخ ما نيز در حق شما‬
‫سبزه گشت و گلشن و برگ و نوا‬
‫چيست احسان را مكافات اى پسر‬
‫لطف و احسان و ثواب معتبر‬
‫نى شما گفتيد ما قربانى ايم‬
‫پيش اوصاف بقا ما فانى ايم‬
‫ما اگر قلاش و گر ديوانه ايم‬
‫مست آن ساقى و آن پيمانه ايم‬
‫بر خط و فرمان او سر مى نهيم‬
‫جان شيرين را گروگان مى دهيم‬
‫تا خيال دوست در اسرار ماست‬
‫چاکرى و جان سپارى کار ماست‬
‫هر کجا شمع بلا افروختند‬
‫صد هزاران جان عاشق سوختند‬
‫عاشقانى کز درون خانه اند‬
‫شمع روى يار را پروانه اند‬
‫اى دل آن جا رو که با تو روشن اند‬
‫وز بلاها مر ترا چون جوشن اند‬
‫ز آن ميان جان ترا جا مى کنند‬
‫تا ترا پر باده چون جامى کنند‬
‫در ميان جان ايشان خانه گير‬
‫در فلك خانه آن اى بدر منير‬
‫چون عطارد دفتر دل واکنند‬
‫تا که بر تو سرها پيدا کنند‬
‫پيش خويشان باش چون آواره اى‬
‫بر مه کامل زن ار مه پاره اى‬
‫جزو را از کل خود پرهيز چيست‬
‫با مخالف اين همه آميز چيست‬
‫جنس را بين نوع گشته در روش‬ ‫
غيبها بين گشته عين از پرتوش‬
‫تا چون زن عشوه خرى اى بى خرد‬
‫از دروغ و عشوه کى يابى مدد‬
‫چاپلوس و لفظ شيرين و فريب‬
‫مىستانى مى نهى چون زر به جيب‬
‫مر ترا دشنام و سيلى شهان‬
‫بهتر آيد از ثناى گمرهان‬
‫صفع شاهان خور مخور شهد خسان‬
‫تا کسى گردى ز اقبال کسان‬
‫ز آنك از ايشان خلعت و دولت رسد‬
‫در پناه روح جان گردد جسد‬
‫هر کجا بينى برهنه و بى نوا‬
‫دان که او بگريخته ست از اوستا‬
‫تا چنان گردد که مى خواهد دلش‬
‫آن دل کور بد بى حاصلش‬
‫گر چنان گشتى که استا خواستى‬ ‫
خويش را و خويش را آراستى‬
‫هر که از استا گريزد در جهان‬
‫او ز دولت مى گريزد اين بدان‬
‫پيشه اى آموختى در کسب تن‬
‫چنگ اندر پيشه ى دينى بزن‬
‫در جهان پوشيده گشتى و غنى‬
‫چون برون آيى از اينجا چون کنى‬
‫پيشه اى آموز کاندر آخرت‬
‫اندر آيد دخل کسب مغفرت‬
‫آن جهان شهرى است پر بازار و کسب‬
‫تا نپندارى که کسب اينجاست حسب‬
‫حق تعالى گفت کاين کسب جهان‬
‫پيش آن کسب است لعب کودکان‬
‫همچو آن طفلى که بر طفلى تند‬
‫شكل صحبت آن مساسى مى کند‬
‫کودکان سازند در بازى دکان‬
‫سود نبود جز که تعبير زبان‬
‫شب شود در خانه آيد گرسنه‬
‫کودکان رفته بمانده يك تنه‬
‫اين جهان بازى گه است و مرگ شب‬
‫باز گردى کيسه خالى پر تعب‬
‫کسب دين عشق است و جذب اندرون‬
‫قابليت نور حق دان اى حرون‬
‫کسب فانى خواهدت اين نفس خس‬
‫چند کسب خس کنى بگذار بس‬
‫نفس خس گر جويدت کسب شريف‬
‫حيله و مكرى بود آن را رديف‬

مولانا جلال الدین محمد بلخی –  مولوی

 

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*