Home / Literature / سروده ای از سیدظاهر موسوی : بهار

سروده ای از سیدظاهر موسوی : بهار

LANGUAGEpoetry

 

بهار

*

 

درلا بـــلای رنـــــــگ تو پیدا شود بهار

دربرگ برگ زنــــــــدگی معنا شود بهار

ازخنده ی خدا دل صــــــدغنـچه وا شود

از گوشه ی نگاه تــــــــو زیـبا شود بهار

دربامداد شهر مــــا خـــــــورشید سرزند

این شهر تاریک ؛ مــــــــرا فرداشود بهار

این رودهای شهرمـــــا ، بسیارخسته اند

این جــــــوی بارخسته را ، دریاشود بهار

شعرم بدون بوی تــــــو سردوخموش بود

باواژه های شعرمن ، یک جـــا شود بهار

این واژه ی تورابه جان می پرورم همیش

درانتهای دفتــــــــــــرمن امضا شود بهار

این واژه هـا بدون تو پژمرده می شوند

این غنچه هـــای خشک را احیاشود بهار

 

 

سیدظاهر موسوی

 

 

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*