Home / Literature / سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : دلم رميده شد و غافلم من درويش‬

سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : دلم رميده شد و غافلم من درويش‬

Hafez - 7

 

‫دلم رميده شد و غافلم من درويش‬
‫كه آن شكاری سرگشته را چه آمد پيش‬

چو بيد بر سر ايمان خويش می لرزم‬
‫كه دل به دست كمان ابروييست كافركيش‬

خيال حوصله بحر می پزد هيهات‬
‫چه هاست در سر اين قطره محال انديش‬

بنازم آن مژه شوخ عافيت كش را‬
‫كه موج می زندش آب نوش بر سر نيش‬

ز آستين طبيبان هزار خون بچكد‬
‫گرم به تجربه دستی نهند بر دل ريش‬

به كوی ميكده گريان و سرفكنده روم‬
‫چرا كه شرم همی آيدم ز حاصل خويش‬

نه عمر خضر بماند نه ملك اسكندر‬
‫نزاع بر سر دنيی دون مكن درويش‬

بدان كمر نرسد دست هر گدا حافظ‬
‫خزانه ای به كف آور ز گنج قارون بيش‬

خواجه حافظ شیرازی

hafez-2

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*