Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : گفتمش سير ببينم مگر از دل برود‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : گفتمش سير ببينم مگر از دل برود‬

 sadi

‫‫

‫‫‫‫‫‫
‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫گفتمش سير ببينم مگر از دل برود‬
‫وان چنان پای گرفتست که مشکل برود‬
‫دلی از سنگ ببايد به سر راه وداع‬
‫تا تحمل کند آن روز که محمل برود‬
‫چشم حسرت به سر اشک فرو می گيرم‬
‫که اگر راه دهم قافله بر گل برود‬
‫ره نديدم چو برفت از نظرم صورت دوست‬
‫همچو چشمی که چراغش ز مقابل برود‬
‫موج از اين بار چنان کشتی طاقت بشکست‬
‫که عجب دارم اگر تخته به ساحل برود‬
‫سهل بود آن که به شمشير عتابم می کشت‬ ‫
قتل صاحب نظر آنست که قاتل برود‬
‫نه عجب گر برود قاعده صبر و شکيب‬
‫پيش هر چشم که آن قد و شمايل برود‬
‫کس ندانم که در اين شهر گرفتار تو نيست‬
‫مگر آن کس که به شهر آيد و غافل برود‬
‫گر همه عمر ندادست کسی دل به خيال‬ ‫
چون ببايد به سر راه تو بی دل برود‬
‫روی بنمای که صبر از دل صوفی ببری‬
‫پرده بردار که هوش از تن عاقل برود‬
‫سعدی ار عشق نبازد چه کند ملک وجود‬
‫حيف باشد که همه عمر به باطل برود‬
‫قيمت وصل نداند مگر آزرده هجر‬
‫مانده آسوده بخسبد چو به منزل برود‬

‫‫‫

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*