Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : از دست دوست هر چه ستانی شکر بود‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : از دست دوست هر چه ستانی شکر بود‬

 sadi

‫‫

‫‫‫‫‫‫
‫‫‫‫‫‫از دست دوست هر چه ستانی شکر بود‬
‫وز دست غير دوست تبرزد تبر بود‬
‫دشمن گر آستين گل افشاندت به روی‬
‫از تير چرخ و سنگ فلاخن بتر بود‬
‫گر خاک پای دوست خداوند شوق را‬
‫در ديدگان کشند جلای بصر بود‬
‫شرط وفاست آن که چو شمشير برکشد‬
‫يار عزيز جان عزيزش سپر بود‬
‫يا رب هلاک من مکن الا به دست دوست‬
‫تا وقت جان سپردنم اندر نظر بود‬
‫گر جان دهی و گر سر بيچارگی نهی‬
‫در پای دوست هر چه کنی مختصر بود‬
‫ما سر نهاده ايم تو دانی و تيغ و تاج‬
‫تيغی که ماه روی زند تاج سر بود‬
‫مشتاق را که سر برود در وفای يار‬
‫آن روز روز دولت و روز ظفر بود‬
‫ما ترک جان از اول اين کار گفته ايم‬
‫آن را که جان عزيز بود در خطر بود‬
‫آن کز بلا بترسد و از قتل غم خورد‬
‫او عاقلست و شيوه مجنون دگر بود‬
‫با نيم پختگان نتوان گفت سوز عشق‬
‫خام از عذاب سوختگان بی خبر بود‬
‫جانا دل شکسته سعدی نگاه دار‬
‫دانی که آه سوختگان را اثر بود‬

‫‫‫‫‫

‫‫‫

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*