Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : نفسی وقت بهارم هوس صحرا بود‬

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : نفسی وقت بهارم هوس صحرا بود‬

 sadi

‫‫

‫‫‫‫‫‫
‫‫‫‫‫‫نفسی وقت بهارم هوس صحرا بود‬
‫با رفيقی دو که دايم نتوان تنها بود‬
‫خاک شيراز چو ديبای منقش ديدم‬
‫وان همه صورت شاهد که بر آن ديبا بود‬
‫پارس در سايه اقبال اتابک ايمن‬
‫ليکن از ناله مرغان چمن غوغا بود‬
‫شکرين پسته دهانی به تفرج بگذشت‬
‫که چه گويم نتوان گفت که چون زيبا بود‬
‫يعلم الله که شقايق نه بدان لطف و سمن‬
‫نه بدان بوی و صنوبر نه بدان بالا بود‬
‫فتنه سامريش در نظر شورانگيز‬
‫نفس عيسويش در لب شکرخا بود‬
‫من در انديشه که بت يا مه نو يا ملکست‬
‫يار بت پيکر مه روی ملک سيما بود‬
‫دل سعدی و جهانی به دمی غارت کرد‬
‫همچو نوروز که بر خوان ملک يغما بود‬

‫‫‫‫‫

‫‫‫

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*