Home / Literature / سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : يك سگى در کوى بر کور گدا‬

سروده ای از مولانا جلال الدین محمد بلخی (مولوی) : يك سگى در کوى بر کور گدا‬

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

 

‫‫
‫‫‫‫حمله بردن سگ بر کور گدا‬

*
‫‫‫‫‫
‫يك سگى در کوى بر کور گدا‬
‫حمله مى آورد چون شير وغا‬
‫سگ کند آهنگ درويشان به خشم‬
‫در کشد مه خاك درويشان به چشم‬
‫کور عاجز شد ز بانگ و بيم سگ‬
‫اندر آمد کور در تعظيم سگ‬
‫کاى امير صيد و اى شير شكار‬
‫دست دست تست دست از من بدار‬
‫کز ضرورت دم خر را آن حكيم‬
‫کرد تعظيم و لقب دادش کريم‬
‫گفت او هم از ضرورت کاى اسد‬
‫از چو من لاغر شكارت چه رسد‬
‫گور مى گيرند يارانت به دشت‬
‫کور مى گيرى تو در کوچه به گشت‬
‫گور مى جويند يارانت به صيد‬
‫کور مى جويى تو در کوچه به کيد‬
‫آن سگ عالم شكار گور کرد‬
‫وين سگ بى مايه قصد کور کرد‬
‫علم چون آموخت سگ رست از ضلال‬
‫مى کند در بيشه ها صيد حلال‬
‫سگ چو عالم گشت شد چالاك زحف‬
‫سگ چو عارف گشت شد ز اصحاب کهف‬
‫سگ شناسا شد که مير صيد کيست‬
‫اى خدا آن نور اشناسنده چيست‬
‫کور نشناسد نه از بى چشمى است‬
‫بلكه اين ز آن است کز جهل است مست‬
‫نيست خود بى چشم تر کور از زمين‬
‫اين زمين از فضل حق شد خصم بين‬
‫نور موسى ديد و موسى را نواخت‬
‫خسف قارون کرد و قارون را شناخت‬
‫رجف کرد اندر هلاك هر دعى‬
‫فهم کرد از حق که يا أرض ابلعي‬
‫خاك و آب و باد و نار با شرر‬
‫بى خبر با ما و با حق با خبر‬
‫ما بعكس آن ز غير حق خبير‬
‫بى خبر از حق و از چندين نذير‬
‫لاجرم أشفقن ِمنْها جمله شان‬
‫کند شد ز آميز حيوان حمله شان‬
‫گفته بيزاريم جمله زين حيات‬
‫کاو بود با خلق حى با حق موات‬
‫چون بماند از خلق گردد او يتيم‬
‫انس حق را قلب مى بايد سليم‬
‫چون ز کورى دزد دزدد کاله اى‬
‫مى کند آن کور عميا ناله اى‬
‫تا نگويد دزد او را کان منم‬
‫کز تو دزديدم که دزد پر فنم‬
‫کى شناسد کور دزد خويش را‬
‫چون ندارد نور چشم و آن ضيا‬
‫چون بگويد هم بگير او را تو سخت‬
‫تا بگويد او علامتهاى رخت‬
‫پس جهاد اکبر آمد عصر دزد‬
‫تا بگويد که چه دزديده است مزد‬
‫اولا دزديد کحل ديده ات‬
‫چون ستانى باز يابى تبصرت‬
‫کاله ى حكمت که گم آرده ى دل است‬
‫پيش اهل دل يقين آن حاصل است‬
‫کوردل با جان و با سمع و بصر‬
‫مى نداند دزد شيطان را ز اثر‬
‫ز اهل دل جو از جماد آن را مجو‬
‫که جماد آمد خلايق پيش او‬
‫مشورت جوينده آمد نزد او‬
‫کاى اب کودك شده رازى بگو‬
‫گفت رو زين حلقه کاين در باز نيست‬
باز گرد امروز روز راز نيست
‫گر مكان را ره بدى در لامكان‬‬
‫همچو شيخان بودمى من بر دکان‬

مولانا جلال الدین محمد بلخی –  مولوی

 

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

2 comments

  1. خیلی خوب بود تشکر

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*