Home / Literature / سروده ای از ابوالقاسم لاهوتی : عاشقم ، عاشق برویت ، گر نمی دانی ، بدان

سروده ای از ابوالقاسم لاهوتی : عاشقم ، عاشق برویت ، گر نمی دانی ، بدان

Lahoti -1

 

‫عاشقم ، عاشق برویت ، گر نمی دانی ، بدان !‬

سوختم در آرزویت ، گر نمی دانی ، بدان

با همه زنجير و بند و حيله و مكر رقيب‬

خواهم آمد من به کوی ات،گر نمی دانی ، بدان

مشنو از بدگو سخن ، من سست پيمان نيستم ،‬

هستم اندر جستجویت ، گر نمی دانی ، بدان

گر پس از مردن بيائی بر سر بالين من ،‬

زنده ميگردم به بویت ، گر نمی دانی ، بدان

اینكه دل جای دگر غير از سر کویت نرفت ،‬

بسته آنرا تار مویت ، گر نمی دانی ، بدان

گر رقيب از غم بميرد ، یا حسد کورش کند ،‬

بوسه خواهم زد به رویت ، گر نمی دانی ،بدان

هيچ می دانی که این لاهوتی ِآواره کيست ؟‬

عاشق روی نكویت ، گر نمی دانی بدان ؟‬

 

اسلامبول 1920


ابوالقاسم لاهوتی


Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*