Home / Literature / مولانا : جان ز هجر عرش اندر فاقه ای – تن ز عشق خار بن چون ناقه ای

مولانا : جان ز هجر عرش اندر فاقه ای – تن ز عشق خار بن چون ناقه ای

جان ز هجر عرش اندر فاقه ای

تن ز عشق خار بن چون ناقه ای

جان گشاید سوی بالا بال ها

تن زده  اندر زمین چنگال ها

این دو همره یکدیگر را راهزن

گمراه آن جان کاو فرو ماند ز تن

همچو مجنونند و چون ناقه اش یقین

می کشد آن پیش و این واپس به کین

میل مجنون پیش آن لیلی روان

میل ناقه پس پی کره دوان

یک دم از مجنون خود غافل شدی

ناقه گردیدی و واپس آمدی

گفت : ای ناقه چون هر دو عاشقیم

ما دو ضد بس همره نالایقیم

تا تو باشی با من ای مرده ی  وطن

بس ز  لیلی دور ماند جان ما

روزگارم رقته زین گون حال ها

همچو تیغه قوم موسی  سال ها

راه نزدیک و بماندم سخت دیر

سیر گشتم زین سواری  سیر سیر

سرنگون خود را ز شتر در فکند

گفت : سوزیدم ز غم تا چند ؟  چند ؟

آنچنان افکند خود را سوی پست

کز فتادن از قضا پایش شکست

پای خود بر بست و گفتا : گوهر شوم

در خم چوگانش غلتان می روم

زین کند نفرین حکیم خوش دهن

بر سواری کاو فرو ناید ز تن

عشق مولا کی کم از لیلا بود

گوی گشتن بهر او اولی بود

گوی شو  می گرد بر پهلوی صدق

غلت غلتان در خم چوگان عشق

لنگ و لوک و خفته شکل و بی ادب

سوی او می غنج و او را می طلب

DSC_0003 (Small)45 (Medium)

 

 

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*