Home / Literature / چنین گفت فردوسی پاکزاد : چو از کوه بفروخت گيتی فروز‬

چنین گفت فردوسی پاکزاد : چو از کوه بفروخت گيتی فروز‬

فردوسی-و-شاهنامهکیخسرو-2

 

چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد :

خبردار شدن پیران از رسیدن رستم

*‫

‫‬‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫‫

‬‫‫‫‫‫‫‫
‫‫‫چو از کوه بفروخت گيتی فروز‬
‫دو زلف شب تيره بگرفت روز‬
‫ازان چادر قير بيرون کشيد‬
‫بدندان لب ماه در خون کشيد‬
‫تبيره برآمد ز هر دو سرای‬
‫برفتند گردان لشکر ز جای‬
‫سپهدار هومان به پيش سپاه‬
‫بيامد همی کرد هر سو نگاه‬
‫که ايرانيان را که يار آمدست‬
‫که خرگاه و خيمه بکار آمدست‬
‫ز يپروزه ديبا سراپرده ديد‬
‫فراوان بگرد اندرش پرده ديد‬
‫درفش و سنان سپهبد بپيش‬
‫همان گردش اختر بد بپيش‬
‫سراپرده ای ديد ديگر سياه‬
‫درفشی درفشان بکردار ماه‬
‫فريبرز کاوس با پيل و کوس‬
‫فراوان زده خيمه نزديک طوس‬
‫بيامد پر از غم بپيران بگفت‬
‫که شد روز با رنج بسيار جفت‬
‫کز ايران ده و دار و بانگ خروش‬
‫فراوان ز هر شب فزون بود دوش‬
‫بتنها برفتم ز خيمه پگاه‬
‫بلشکر بهر جای کردم نگاه‬
‫از ايران فراوان سپاه آمدست‬
‫بياری برين رزمگاه آمدست‬
‫ز ديبا يکی سبز پرده سرای‬
‫يکی اژدهافش درفشی بپای‬
‫سپاهی بگرد اندرش زابلی‬
‫سپردار و با خنجر کابلی‬
‫گمانم که رستم ز نزديک شاه‬
‫بياری بيامد بدين رزمگاه‬
‫بدو گفت پيران که بد روزگار‬
‫اگر رستم آيد بدين کارزار‬
‫نه کاموس ماند نه خاقان چين‬
‫نه شنگل نه گردان توران زمين‬
‫همانگه ز لشکر گه اندر کشيد‬
‫بيامد سپهدار را بنگريد‬
‫وزانجا دمان سوی کاموس شد‬
‫بنزديک منشور و فرطوس شد‬
‫که شبگير ز ايدر برفتم پگاه‬
‫بگشتم همه گرد ايران سپاه‬
‫بياری فراوان سپاه آمدست‬
‫بسی کينه ور رزمخواه آمدست‬
‫گمانم که آن رستم پيلتن‬
‫که گفتم همی پيش اين انجمن‬
‫برفت از در شاه ايران سپاه‬
‫بياری بيامد بدين رزمگاه‬
‫بدو گفت کاموس کای پر خرد‬
‫دلت يکسر انديشه ی بد برد‬
‫چنان دان که کيخسرو آمد بجنگ‬
‫مکن خيره دل را بدين کار تنگ‬
‫ز رستم چه رانی تو چندين سخن‬
‫ز زابلستان ياد چندين مکن‬
‫درفش مرا گر ببيند به چنگ‬
‫بدريای چين بر خروشد نهنگ‬
‫برو لشکر آرای و برکش سپاه‬
‫درفش اندر آور بوردگاه‬
‫چو من با سپاه اندر آيم بجنگ‬
‫نبايد که باشد شما را درنگ‬
‫ببينی تو پيکار مردان کنون‬
‫شده دشت يکسر چو دريای خون‬
‫دل پهلوان زان سخن شاد گشت‬
‫ز انديشه ی رستم آزاد گشت‬
‫سپه را همه ترگ و جوشن بداد‬
‫همی کرد گفتار کاموس ياد‬
‫وزان جايگه پيش خاقان چين‬
‫بيامد بيوسيد روی زمين‬
‫بدو گفت شاها انوشه بدی‬
‫روانرا بديدار توشه بدی‬
‫بريدی يکی راه دشوار و دور‬
‫خريدی چنين رنج ما را بسور‬
‫بدين سام بزرم افراسياب‬
‫گذشتی به کشتی ز دريای آب‬
‫سپاه از تو دارد همی پشت راست‬
‫چنان کن که از گوهر تو سزاست‬
‫بيارای پيلان بزنگ و درای‬
‫جهان پر کن از ناله ی کرنای‬
‫من امروز جنگ آورم با سپاه‬
‫تو با پيل و با کوس در قلبگاه‬
‫نگه دار پشت سپاه مرا‬
‫بابر اندر آور کلاه مرا‬
‫چنين گفت کاموس جنگی بمن‬
‫که تو پيشرو باش زين انجمن‬
‫بسی سخت سوگندهای دراز‬
‫بخورد و بر آهيخت گرز از فراز‬
‫که امروز من جز بدين گرز جنگ‬
‫نسازم وگر بارد از ابر سنگ‬

 

‫‫‫‫‫

حکیم ابوالقاسم فردوسی

hakim-ferdosi-654

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*