Home / Literature / سروده ای از ابوالقاسم لاهوتی : خبرداری که از غم آتشی افروختم بی تو

سروده ای از ابوالقاسم لاهوتی : خبرداری که از غم آتشی افروختم بی تو

Lahoti -1

 

‫خبرداری که از غم آتشی افروختم بی تو ،‬

درآن آتش سراندر پای خود را سوختم بی تو ؟‬

به هر شهری هزاران ماهرو دیدم ولی ز آنها ،‬

به آن چشمت قسم ، چشمان خود را دوختم بی تو

بتان سازند حيلتها که گردند آشنا با من ،‬

ولی من ، گپ ميان ما بماند ، سوختم بی تو

پر است از اشك و از لخت جگر پيوسته دامانم ،‬

چقدر ، ای مه ببين ، لعل و گهر اندوختم بی تو

خریداران فراوانند و پر سرمایه ، اما من‬

به چيزی جز خيالت خویش را نفروختم بی تو

مرا کشتند و از مهر تو روگردان نگردیدم،‬

عزیزم ، بين چه سان درس وفا آموختم بی تو

به لاهوتی سخن از مهربانی های تو گفتم ،‬

‫بدین سان پارگی های دلش را دوختم بی تو .‬

اسلامبول 1919


ابوالقاسم لاهوتی


Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*