Home / Literature / سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : گر بود عمر به ميخانه رسم بار دگر‬

سروده ای از خواجه حافظ شیرازی : گر بود عمر به ميخانه رسم بار دگر‬

hafez-shirazi1

 

‫گر بود عمر به ميخانه رسم بار دگر‬
‫بجز از خدمت رندان نكنم كار دگر‬

خرم آن روز كه با ديده گريان بروم‬
‫تا زنم آب در ميكده يك بار دگر‬

معرفت نيست در اين قوم خدا را سببی‬
‫تا برم گوهر خود را به خريدار دگر‬

يار اگر رفت و حق صحبت ديرين نشناخت‬
‫حاش الله كه روم من ز پی يار دگر‬

گر مساعد شودم دايره چرخ كبود‬
‫هم به دست آورمش باز به پرگار دگر‬

عافيت می طلبد خاطرم ار بگذارند‬
‫غمزه شوخش و آن طره طرار دگر‬

راز سربسته ما بين كه به دستان گفتند‬
‫هر زمان با دف و نی بر سر بازار دگر‬

هر دم از درد بنالم كه فلك هر ساعت‬
‫كندم قصد دل ريش به آزار دگر‬

بازگويم نه در اين واقعه حافظ تنهاست‬
‫غرقه گشتند در اين باديه بسيار دگر‬

خواجه حافظ شیرازی

hafezieh-24b

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*