Home / Literature / سروده ای از ابوالقاسم لاهوتی : بلبل از کنج قفس چون نظر افتد به منش‬

سروده ای از ابوالقاسم لاهوتی : بلبل از کنج قفس چون نظر افتد به منش‬

Lahoti -1

 

‫بلبل از کنج قفس چون نظر افتد به منش‬

درد من داند و نالد به فراق وطنش

جان به قربان شهيدی که پس از کشته شدن‬

غسلش از خون بود و گرد غریبی کفنش

روز مرگش سزد ار جشن ولادت گيرند‬

هر که جانان به سر آید دم جان باختنش

تلخی ازدست تو ، ای خسرو شيرین دهنان‬

همچو شكر بچشد ذائقۀ کوهكنش

دلم از دست تو افتاده به حالی که اجل‬

نتواند ز سر کوی تو برداشتنش

ناله و زاری بلبل نه ز بی بال و پریست ،‬

دردش این است که گردیده جدا از چمنش

یا رب این سنگدلی را زکه آموخته است‬

نازنينی که مكدر شود از گل بدنش

دل لاهوتی و دوری ز خيالت ؟ – هيهات !‬

این خيالی ست که مدغم شده با جان و تنش‬

اسلامبول 1919


ابوالقاسم لاهوتی


About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*