Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : آن سرو که گويند به بالای تو ماند

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : آن سرو که گويند به بالای تو ماند

 

 

sadi

‫‫

 

‫‫‫‫‫آن سرو که گويند به بالای تو ماند‬
‫هرگز قدمی پيش تو رفتن نتواند‬
‫دنبال تو بودن گنه از جانب ما نيست‬
‫با غمزه بگو تا دل مردم نستاند‬
‫زنهار که چون می گذری بر سر مجروح‬
‫وز وی خبرت نيست که چون می گذراند‬
‫بخت آن نکند با من سرگشته که يک روز‬
‫همخانه من باشی و همسايه نداند‬
‫هر کو سر پيوند تو دارد به حقيقت‬
‫دست از همه چيز و همه کس درگسلاند‬
‫امروز چه دانی تو که در آتش و آبم‬
‫چون خاک شوم باد به گوشت برساند‬
‫آنان که ندانند پريشانی مشتاق‬
‫گويند که ناليدن بلبل به چه ماند‬
‫گل را همه کس دست گرفتند و نخوانند‬
‫بلبل نتوانست که فرياد نخواند‬
‫هر ساعتی اين فتنه نوخاسته از جای‬
‫برخيزد و خلقی متحير بنشاند‬
‫در حسرت آنم که سر و مال به يک بار‬
‫در دامنش افشانم و دامن نفشاند‬
‫سعدی تو در اين بند بميری و نداند‬
‫فرياد بکن يا بکشد يا برهاند‬

‫‫‫

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*