Home / Literature / شاخه گلی از دیوان حافظ شیرازی : در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست , مست از می و میخواران از نرگس مستش مست

شاخه گلی از دیوان حافظ شیرازی : در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست , مست از می و میخواران از نرگس مستش مست

در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست

مست از می و میخواران از نرگس مستش مست

در نعل سمند او شکل مه نو پیدا

وز قد بلند او صنوبر پست

آخر به چه گویم هست از خود خبرم چون نیست

وز بهر چه گویم نیست با وی نظرم چون هست

شمع دل دمسازم بنشست چو او برخاست

وافغان زنظربازان برخاست چو او بنشست

گر غالیه خوش بو شد در گیسوی او پیچید

ور وسمه کمانکش گشت در ابروی او پیوست

باز آی که باز آید عمر شده حافظ

هرچند که ناید باز تیری که بشد از شست

hafez-shirazi1

Into the Magian’s cloister, came my Friend a goblet in His hand:
With wine intoxicated, He with his eye intoxicated the wine-dirnkers.
In His steed’s hoof, appeared the form of the new moon
From His lofty stature, low, the stature of the lofty cypress.
Well, wherefore, shall I say: “Existence” when no knowledge of myself is mine?
Wherefore shall I say: “Non-existence” when my expectation is with Him?
When He arose, the candle of the heart of friends went out:
When He sate down, the spectators’ clamour arose.
If noisome civet became fragrant, it was associated with His tress:
If indigo became a bowman, it was associated with His eye-brow.
Come back that Hafez’s spent life may come back:
Although the arrow that hath sped from the aim cometh not back

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*