Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : آن را که غمی چون غم من نيست چه داند

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : آن را که غمی چون غم من نيست چه داند

 

 

sadi

‫‫

 

‫‫‫‫آن را که غمی چون غم من نيست چه داند‬
‫کز شوق توام ديده چه شب می گذراند‬
‫وقتست اگر از پای درآيم که همه عمر‬
‫باری نکشيدم که به هجران تو ماند‬
‫سوز دل يعقوب ستمديده ز من پرس‬
‫کاندوه دل سوختگان سوخته داند‬
‫ديوانه گرش پند دهی کار نبندد‬
‫ور بند نهی سلسله در هم گسلاند‬
‫ما بی تو به دل برنزديم آب صبوری‬
‫در آتش سوزنده صبوری که تواند‬
‫هر گه که بسوزد جگرم ديده بگريد‬ ‫
وين گريه نه آبيست که آتش بنشاند‬
‫سلطان خيالت شبی آرام نگيرد‬
‫تا بر سر صبر من مسکين ندواند‬
‫شيرين ننمايد به دهانش شکر وصل‬
‫آن را که فلک زهر جدايی نچشاند‬
‫گر بار دگر دامن کامی به کف آرم‬
‫تا زنده ام از چنگ منش کس نرهاند‬
‫ترسم که نمانم من از اين رنج دريغا‬
‫کاندر دل من حسرت روی تو بماند‬
‫قاصد رود از پارس به کشتی به خراسان‬
‫گر چشم من اندر عقبش سيل براند‬
‫فرياد که گر جور فراق تو نويسم‬
‫فرياد برآيد ز دل هر که بخواند‬
‫شرح غم هجران تو هم با تو توان گفت‬
‫پيداست که قاصد چه به سمع تو رساند‬
‫زنهار که خون می چکد از گفته سعدی‬
‫هرک اين همه نشتر بخورد خون بچکاند‬

‫‫‫

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*