Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : ساعتی کز درم آن سرو روان بازآمد

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : ساعتی کز درم آن سرو روان بازآمد

 

 

sadi

‫‫

 

‫‫‫ساعتی کز درم آن سرو روان بازآمد‬
‫راست گويی به تن مرده روان بازآمد‬
‫بخت پيروز که با ما به خصومت می بود‬
‫بامداد از در من صلح کنان بازآمد‬
‫پير بودم ز جفای فلک و جور زمان‬
‫باز پيرانه سرم عشق جوان بازآمد‬
‫دوست بازآمد و دشمن به مصيبت بنشست‬
‫باد نوروز علی رغم خزان بازآمد‬
‫مژدگانی بده ای نفس که سختی بگذشت‬
‫دل گرانی مکن ای جسم که جان بازآمد‬
‫باور از بخت ندارم که به صلح از در من‬
‫آن بت سنگ دل سخت کمان بازآمد‬
‫تا تو بازآمدی ای مونس جان از در غيب‬
‫هر که در سر هوسی داشت از آن بازآمد‬
‫عشق روی تو حرامست مگر سعدی را‬ ‫
که به سودای تو از هر که جهان بازآمد‬
‫دوستان عيب مگيريد و ملامت مکنيد‬
‫کاين حديثيست که از وی نتوان بازآمد‬

‫‫‫

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*