Home / Literature / سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : مرا به عاقبت اين شوخ سيمتن بکشد

سروده ای از شیخ اجل سعدی شیرازی : مرا به عاقبت اين شوخ سيمتن بکشد

sadi

‫‫

 

‫‫مرا به عاقبت اين شوخ سيمتن بکشد‬ ‫

چو شمع سوخته روزی در انجمن بکشد‬

به لطف اگر بخرامد هزار دل ببرد‬ ‫

به قهر اگر بستيزد هزار تن بکشد‬

اگر خود آب حياتست در دهان و لبش‬ ‫

مرا عجب نبود کان لب و دهن بکشد‬

گر ايستاد حريفی اسير عشق بماند‬ ‫

و گر گريخت خيالش به تاختن بکشد‬

مرا که قوت کاهی نه کی دهد زنهار‬

بلای عشق که فرهاد کوهکن بکشد‬

کسان عتاب کنندم که ترک عشق بگوی‬

به نقد اگر نکشد عشقم اين سخن بکشد‬

به شرع عابد اوثان اگر ببايد کشت‬

مرا چه حاجت کشتن که خود وثن بکشد‬

به دوستی گله کردم ز چشم شوخش گفت‬

عجب نباشد اگر مست تيغ زن بکشد‬

به يک نفس که برآميخت يار با اغيار‬

بسی نماند که غيرت وجود من بکشد‬

به خنده گفت که من شمع جمعم ای سعدی‬ ‫

مرا از آن چه که پروانه خويشتن بکشد‬

شیخ اجل سعدی شیرازی

 

سعدی

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)
  • Password = www.parsseh.com

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*

*