Home / Irony / لطایف – 2

لطایف – 2

Some Jokes

 

لکه ابر

ملا نصر الدین را دیدند که در صحرا با کمال اوقات تلخی بعضی از نقاط زمین را کنده چیزی را تفحص می نمود

پرسیدند چه می کنی ؟

گفت : پولی در این زمینها  دفن کرده بودم و اینک هر قدر جستجو می کنم نمی یابم

گفتند : وقتی که دفن می کردی مگر نشانی نگذاشته بودی ؟

گفت : چرا

گفتند : چه نشانی ؟

گفت : به نشانی آنکه لکه ابری در آن وقت به روی آن نقطه از زمین سایه انداخته بود .

*

شتر و روباه

شتری از یک طرف در هنگام عبور از سیلاب , به آب زده می رقت و روباهی در آن طرف دیگر رودخانه ایستاده قصد عبور داشت , از شتر پرسید : عمق آب چقدر است ؟

شتر گفت : چندان زیاد نیست , از قوزک پا کمی تجاوز کرده به زانو نمی رسد

روباه مطمئن شد و به آب زد , ولی در وسط راه چون خود را نزدیک به غرق شدن دید فریاد بر آورده گفت : تو مرا مطمئن کردی و گفتی آب از قوزک چندان تجاوز نمی کند

شتر گفت : آخر قوزک داریم تا قوزک

*

مارشال گراسون که یکی از سرکردگان معروف فرانسه است مکرر این حکایت را نقل می نمود که :

در یکی از اردو کشی ها و جنگها سه نفر از سرباز ها طوری مقصر شدند که لازم بود لااقل یکی از آنها رااعدام کنیم

به جای قرعه گفتم طاس تخته نرد را هریک از آن سه نفر به دست خود بیندازد تا هرکس خال کمترآورد کشته شود

اولی انداخت و شش و بش آورد

دومی جفت پنج

بدیهی است همه کس حدس می زد که سومی کمتر از آن دو نفر آورده و کشته شدن نصیب او خواهد شد

سومی طاس ها را بدون آثار تشویش و اضطراب برداشته و انداخت , جفت شش آورد و بلافاصله گفت : بد شانسی را ملاحظه بکنید , حالا که سر پول نیست جفت شش می آورم .

*

نردبان بیست و چهار پله

یکی گفت : فلان دوست از نردبان بیست و چهار پله یی افتاد و هیچ عیب نکرد .

گفتند : محال است

گفت : چرا محال است ؟ فقط از پله اولی افتاده بود .

Down

About Mohammad Daeizadeh

  • تمامی فایل ها قبل از قرار گیری در سایت تست شده اند.لطفا در صورت بروز هرگونه مشکل از طریق نظرات مارا مطلع سازید.
  • پسورد تمامی فایل های موجود در سایت www.parsseh.com می باشد.(تمامی حروف را می بایست کوچک وارد کنید)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

*


*